در یه بخشی از کتاب" راهبی که اتومبیل فراری اش را فروخت" به داستان پسری اشاره می کنه که وقتی به مدرسه می رفت و در کلاس درس نشسته بود ،دوست داشت که در حیاط باشه و بازی کنه و وقتی در حیاط داشت بازی می کرد ،دوست داشت که تابستون بشه و تعطیل بشن.

یه روز که وسط یه جنگل خوابش می بره ،خواب یه خانم مسن رو می بینه که بهش یه توپ پلاستیکی که از وسطش نخی طلایی بیرون اومده بود میده که هر وقت این نخ رو بکشه ،زندگیش به جلو بره و هر چقدر بیشتر نخ رو بکشه، می تونه بیشتر زمانش رو جلو ببره.

این پسر در ابتدا خیلی خوشحال بود و در هر مقطعی از زندگیش، از این توپ استفاده کرد که زودتر مرحله حالش رو بگذرونه و به مرحله بعدی برسه تا جایی که به سن نود سالگی رسید و دید که اصلا از زندگیش هیچ لذتی نبرده و دوباره آرزو می کنه که برگرده به همون سالهای اول و آرزوش هم برآورده میشه و تازه می فهمه که معنی زندگی کردن یعنی از تمام لحظات اون به نحو احسن استفاده کنه و لذت ببره.

شما دوست عزیز، کمی فکر کن و ببین چقدر در زندگیت پیش اومده که این جملات رو به زبون آوردی؟

-کی میشه این هفته زودتر تموم بشه؟

کی میشه این ماه زودتر تموم بشه؟

کی میشه مدرسه ، دانشگام زودتر تموم بشه؟

کی میشه زودتر بازنشسته بشم؟

کی میشه بچه هام زودتر بزرگ بشن؟

تا حالا فکر کردین که معنی این درخواستها در نهایت می تونه اینطوری خلاصه بشه:

-میشه زودتر عمرم تموم بشه و بمیرم و دیگه زندگی نکنم؟

 

آرزوی این پسر برآورده شد و دوباره به سالهای اول عمرش برگشت، ولی آیا برای ماها این امکان وجود داره؟

 

پس در هر سنی که هستید، از همین لحظه به بعد تصمیم بگیرین که به معنای واقعی زندگی کنین و از لحظه لحظه زندگیتون استفاده کنین تا سالها بعد، آرزوی برگشتن به همین لحظات را نداشته باشین.
زودتر ,میشه ,تموم ,لحظه ,بشه؟کی ,زندگی ,میشه زودتر ,بشه؟کی میشه ,تموم بشه؟کی ,زودتر تموم ,،دوست داشت منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

هر چی که بخوای مجسمه دکوری رضا پلی استر(شیراز) - rezapolyester املاک شمال ایزدی ماهنامه ندای ماهین ایروید welcame تو بهترین خرید رو از ما داشته باش